محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
425
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
زعماء و سرداران صاحب عصبيت سود مىبرد . سلطان داراى سلطهء حقيقى بود و كارها را خود اداره مىكرد ولى گاه نيز براى خود وزيرى برمىگزيد ، چنان كه در عهد سلطان ابو عبد الله محمد ملقب به المخلوع ( 701 - 708 ه ) وزير ابو عبد الله بن الحكيم اللخمى كارها را مىگردانيد و در عهد سلطان ابو عبد الله محمد بن اسماعيل ( 725 - 733 ه ) وزيرش ابن محروق زمام امور به دست داشت و در عهد برادرش سلطان ابو الحجاح يوسف ( 733 - 755 ه ) حاجب ابو النعيم رضوان و در عهد سلطان الغنى بالله ( 755 - 793 ه ) تا چندى وزيرش ابن الخطيب عهدهدار امور بود . وزيرانى كه در فرمانروايى كارشان به طغيان مىكشيد غالبا با انقلابى خونين روبهرو مىشدند و از كار برمىافتادند و سلطان خود زمام امور به دست مىگرفت . نظام مطلقهاى كه بر غرناطه تحميل مىشد بسا به شورشها مىكشيد و گروهها در دربار و سپاه با هم تعارض مىكردند و اگر پادشاه و قدرت مركزى ضعيف بود اين شورشها به نوعى فئوداليسم منجر مىگرديد و بعضى از زعماء نيرومند و خاندانهاى صاحب عصبيت بر بعضى شهرها و ثغور غلبه مىيافتند . ملت غرناطه ملتى زودخشم بود و در انقلابات سياسى سهمى بسزا داشت . مناصب مهم دولتى در غرناطه منحصر بود در وزارت و سردارى لشكر و مقام قضا . وزيران غالبا از ميان رجال اهل قلم برگزيده مىشدند و در ميان وزراى دولت نصريه همواره از اين صاحبقلمان ديده مىشد . چون ابن الحكيم اللخمى و ابن الجياب و ابن الخطيب و شاگردش ابن زمرك كه همه از اقطاب كتابت و شعر بودند . كار وزير آن بود كه اوامر سلطان را بشنود و آنها را به اجرا درآورد و كارها را ميان ارباب مناصب تقسيم نمايد و مكاتبات سلطان را انجام دهد و علامت خاص را رسم كند . وزيران بزرگى بودند كه در وزارت مجالى مىيافتهاند براى جولان در ميدان نظم و نثر . از آن جمله از ابن الخطيب نمونههايى با اسلوبى عالى و بيانى قوى براى ما باقى مانده است . « 6 »
--> ( 6 ) . ابن الخطيب شمارى از اين نامهها را در كتاب خود « ريحانة الكتاب و نجعة المنتاب » آورده است . اين كتاب هنوز به چاپ نرسيده است .